محرم اسرار کو؟!
70 بازدید
تاریخ ارائه : 3/9/2014 9:55:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

کمیل، یکی از یاران خاص حضرت علی علیه السلام است که امام علیه السلام  در حکمت نورانی 139 حقایقی را به او می فرماید. حضرت به مسئله علم و تقسیم‌بندی انسان‌ها بر اساس علم می‌پردازد و در مقام مقایسه علم با ثروت، امتیازات علم را برمی‌شمارد که عبارتند از :

1- علم، انسان را حفظ می‌کند، برخلاف ثروت. 2- مال با انفاق کم می‌شود، برعکس علم. 3- هر آنچه به وسیله مال به دست می‌آید، با زوال مال از بین می‌رود. 4- علم، مقدمه دین‌داری و دیانت است برخلاف ثروت. 5- علم، حاکم است و ثروت، محکوم. 6- ثروت اندوزان هلاک می‌شوند و عالمان باقی می‌مانند.

 پس از بیان این مطالب، حضرت از نبود افراد شایسته برای کسب علوم و اسرار علوی شکوه می‌کند و بیان می‌دارد انسان‌های تیزهوش اما جاه‌طلب و فرمانبرداران بی بصیرت که علم را در جهت کسب مطامع دنیوی استفاده می‌کنند، قابل اعتماد جهت کسب معارف الهی نیستند.

در پایان با برشمردن ویژگی‌ امامان، آنها را شایسته کسب علوم دانسته و تصریح می‌کند علوم و اسرار الهی از طریق آن بزرگواران بر روی زمین باقی خواهد ماند.

(وَ مِنْ کَلَامٍ لَهُ ( علیه‏ السلام  )) لِکُمَیْلِ بْنِ زِیَادٍ النَّخَعِیِّ قَالَ کُمَیْلُ بْنُ زِیَادٍ أَخَذَ بِیَدِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ( علیه‏ السلام  )فَأَخْرَجَنِی إِلَى الْجَبَّانِ فَلَمَّا أَصْحَرَ تَنَفَّسَ الصُّعَدَاءَ ثُمَّ قَالَ یَا کُمَیْلُ بْنَ زِیَادٍ إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیَةٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا فَاحْفَظْ عَنِّی مَا أَقُولُ لَکَ

النَّاسُ ثَلَاثَةٌ فَعَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِیلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَى رُکْنٍ وَثِیقٍ یَا کُمَیْلُ الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالِ الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ وَ الْمَالُ تَنْقُصُهُ النَّفَقَةُ وَ الْعِلْمُ یَزْکُو عَلَى الْإِنْفَاقِ وَ صَنِیعُ الْمَالِ یَزُولُ بِزَوَالِهِ یَا کُمَیْلُ بْنَ زِیَادٍ مَعْرِفَةُ الْعِلْمِ دِینٌ یُدَانُ بِهِ بِهِ یَکْسِبُ الْإِنْسَانُ الطَّاعَةَ فِی حَیَاتِهِ وَ جَمِیلَ الْأُحْدُوثَةِ بَعْدَ وَفَاتِهِ وَ الْعِلْمُ حَاکِمٌ وَ الْمَالُ مَحْکُومٌ عَلَیْهِ یَا کُمَیْلُ ابْنَ زِیَادٍ هَلَکَ خُزَّانُ الْأَمْوَالِ وَ هُمْ أَحْیَاءٌ وَ الْعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِیَ الدَّهْرُ أَعْیَانُهُمْ مَفْقُودَةٌ وَ أَمْثَالُهُمْ فِی الْقُلُوبِ مَوْجُودَةٌ هَا إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْماً جَمّاً (وَ أَشَارَ بِیَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ) لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَةً بَلَى أَصَبْتُ لَقِناً غَیْرَ مَأْمُونٍ عَلَیْهِ مُسْتَعْمِلًا آلَةَ الدِّینِ لِلدُّنْیَا وَ مُسْتَظْهِراً بِنِعَمِ اللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِیَائِهِ أَوْ مُنْقَاداً لِحَمَلَةِ الْحَقِّ لَا بَصِیرَةَ لَهُ فِی أَحْنَائِهِ یَنْقَدِحُ الشَّکُّ فِی قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَةٍ أَلَا لَا ذَا وَ لَا ذَاکَ أَوْ مَنْهُوماً بِاللَّذَّةِ سَلِسَ الْقِیَادِ لِلشَّهْوَةِ أَوْ مُغْرَماً بِالْجَمْعِ وَ الِادِّخَارِ لَیْسَا مِنْ رُعَاةِ الدِّینِ فِی شَیْ‏ءٍ أَقْرَبُ شَیْ‏ءٍ شَبَهاً بِهِمَا الْأَنْعَامُ السَّائِمَةُ کَذَلِکَ یَمُوتُ الْعِلْمُ بِمَوْتِ حَامِلِیهِ اللَّهُمَّ بَلَى لَا تَخْلُو الْأَرْضُ مِنْ قَائِمٍ لِلَّهِ بِحُجَّةٍ إِمَّا ظَاهِراً مَشْهُوراً وَ إِمَّا خَائِفاً مَغْمُوراً لِئَلَّا تَبْطُلَ حُجَجُ اللَّهِ وَ بَیِّنَاتُهُ وَ کَمْ ذَا وَ أَیْنَ أُولَئِکَ وَ اللَّهِ الْأَقَلُّونَ عَدَداً وَ الْأَعْظَمُونَ عِنْدَ اللَّهِ قَدْراً یَحْفَظُ اللَّهُ بِهِمْ حُجَجَهُ وَ بَیِّنَاتِهِ حَتَّى یُودِعُوهَا نُظَرَاءَهُمْ وَ یَزْرَعُوهَا فِی قُلُوبِ أَشْبَاهِهِمْ هَجَمَ بِهِمُ الْعِلْمُ عَلَى حَقِیقَةِ الْبَصِیرَةِ وَ بَاشَرُوا رَوْحَ الْیَقِینِ وَ اسْتَلَانُوا مَا اسْتَوْعَرَهُ الْمُتْرَفُونَ وَ أُنِسُوا بِمَا اسْتَوْحَشَ مِنْهُ الْجَاهِلُونَ وَ صَحِبُوا الدُّنْیَا بِأَبْدَانٍ أَرْوَاحُهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْمَحَلِّ الْأَعْلَى أُولَئِکَ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِی أَرْضِهِ وَ الدُّعَاةُ إِلَى دِینِهِ آهْ آهْ شَوْقاً إِلَى رُؤْیَتِهِمْ انْصَرِفْ یَا کُمَیْلُ إِذَا شِئْتَ.

ترجمه: سخن آن حضرت به کمیل بن زیاد نَخَعی، کمیل بن زیاد می گوید : علی بن ابی طالب علیه السّلام دست مرا گرفت و به صحرا برد، چون به صحرا رسید، آهی بلند و دردناک کشید و فرمود:ای کمیل بن زیاد، این دل ها ظرف هایی هستند که بهترین آنها با گنجایش ترین آنهاست. پس هر چه می گویم از من به خاطر بسپار.

مردم سه دسته اند : عالم ربّانی، و آموزنده ای که در راه نجات گام می زند، و مردمان بی پر و پایه که پشه وار در پی هر آواز دهنده ای می دوند و با هر بادی به این سو و آن سو می روند، از نور علم پرتوی نگرفته اند و به ستون استواری پناه نبرده اند.

ای کمیل، علم بهتر از مال است؛ علم تو را پاس می دارد و مال را تو پاس می داری.هزینه کردن از مال می کاهد و علم با هزینه کردن افزایش می یابد. و احسان مالی با ازمیان رفتن مال از میان می رود.

ای کمیل بن زیاد، شناخت علم، دینی است که با آن طاعت خدا آورده می شود. به علم است که آدمی تا زنده است به کسب طاعت می پردازد و پس از مرگ، نام نیک از خود به جای می گذارد. علم فرمانرواست  و مال فرمانبر.

ای کمیل، مال اندوزان مرده اند، گرچه به ظاهر زنده اند، و عالمان ماندگارند تا روزگار باقی است.اجسادشان از دست می رود و یاد و آثارشان در دل ها بر جای می ماند. هان! در اینجاـ اشاره به سینۀ خود  ـ علمی انباشته است، اگر برای آن حاملانی بیابم آشکار خواهم کرد! چرا؛ آدم خوش فهم و غیر امینی را  می یابم که ابزار دین (علم ) را برای رسیدن به دنیا به کار می برد، و به نعمت های خدا بر بندگانش برتری می جوید، و به براهین الهی بر دوستان خدا فخر می فروشد. یا دیگری را می‌یابم که تسلیم و پیرو حاملان  حق است، ولی بینشی به اطراف و جوانب علم ندارد، با نخستین شبهه ای که به او دست دهد آتش شک در دلش می فروزد. هان! نه این اهل علم است و نه آن! یا دیگری را می یابم که سراپا غرق کامجویی و عنان  گسیخته در شهوت پرستی است یا شیفتۀ گردآوری مال و ثروت اندوزی است.

اینان هرگز از پاسداران دین نیستند، شبیه ترین چیزها به اینان چهار پایان چرنده‌اند.  این گونه است که علم هم با مرگ حاملانش می میرد.

خدایا، چرا؛ هیچ گاه زمین از کسی که به حجت الهی قیام کند، خالی نمی ماند؛ خواه آشکار و مشهور باشد یا  ترسان و پنهان، تا حجت ها و نشانه های روشن خداوند از میان نرود. مگر آنان چند نفرند و در کجا به سر می برند؟ به خدا سوگند که آنان شمارشان اندک است و قدر و منزلتشان نزد خداوند بسیار است. خداوند به وسیلۀ آنان حجت ها و نشانه های روشن خویش را حفظ می کند تا آن امانت ها را به همانندان خود بسپارند،   و آن بذرها را در دل امثال خود بکارند. علم همراه با بینش حقیقی به آنان هجوم آورده و آنان با روح (یا با نسیم  لذّتِ) یقین هم آغوش گشته اند، و آنچه را نازپروردگان رفاه طلب دشوار پندارند، بر خود نرم و هموار شمارند،  و به آنچه نادانان از آن گریزانند انس گرفته اند، و به بدن هایی با دنیا همدم گشته اند که جانشان به جهان برین وابسته است. آنان جانشینان خدا در زمین و داعیان دین اویند. آه، آه، چقدر آرزومند دیدارشان هستم! ای کمیل، هرگاه خواستی بازگرد.